اندیشـکده موعـود تحلیل و بررسی سینمای غرب
|
تنزین گیاتسو که از گزینههای مطرح برای رهبری دین نوین جهانی (New Age Religion) است که برای تقارب ادیان و به هدف مبارزه با ادیان اصولی مانند اسلام شکل گرفته است، تاکنون بارها شیفتگي و نزديکي خود به به جهان سلطه و رژيم صهيونستي را اظهار نموده است و با آنکه شعار اصلی آئینش را صلح و شادمانی برای همه میداند، چند مسافرت رسمي به سرزمین اشغالی و دیدار با سرکردگان اسرائيل غاصب داشته است و رسما در مقابل ديوار ندبه در اورشليم به اداي احترام و نيايش پرداخته است. نقدی بر فیلم آخرین کنترل کننده باد:این فیلم که به گزارش یک شنبه 21آذر ماه 1389 روزنامه قدس نامزد دریافت جایزه اسکار است[3] داستان زندگی چهار ملت را به تصویر می کشد. خلاصه فیلم: ۴ عنصر باد، آب، خاک و آتش در زمین وجود دارد و ۴ ملت؛ هر ملت و مردمانش تنها قادر به کنترل یکی از این عناصر هستند. اما آواتاری که در هر دوره ظهور میکند قابلیت و قدرت کنترل هر ۴ عنصر را دارد. آواتار معاصر کودکی است که ۱۰۰ سال قبل ناپدید شده و در نبود او ملت آتش با دزدی طومارها و علوم دیگر ملتها بر آنان برتری پیدا میکند. خواهر و برادری اسکیمو او را پیدا میکنند و آواتار برمیگردد و طبق پیش گوییها آواتار تنها کسی است که میتواند تعادل را بر روی زمین برقرار کند… روایت داستان فیلم:کودک بازیگوش بودایی که برای آواتار شدن آموزش میدید پس از این که خبردار میشود آواتار است و پس از کرنش تمامی اساتید و شاگردان معبد سرزمین کنترلکنندگان باد در مقابل او وقتی خود را شایسته این مقام نمییابد از معبد میگریزد و برای در امان ماندن از دست دشمنان با داخل شدن در حبابی که ساخته زیر آب پنهان میشود. جریان آب او را به سرزمین یخبندان جنوبی میرساند و صد سال زیر این یخ ضخیم میماند تا روزی که خواهر و برادری او را از زیر آب بیرون میکشند اما کنترل کنندگان آتش که در کمین او بودند دستگیرش کرده و پی به حقیقت او بردند. او که از قصد سوء آنها خبر دارد از دست ایشان میگریزد اما دوباره به دست مردان دیگری از این قبیله که قصدشان فراگیری تمام فنون به دستگیری و کنترل قوای طبیعت و استثمار مردم جهان به کمک این قدرتهاست میافتد. در اسارت با افراد زیادی که کنترل کننده خاک هستند مواجه میشوند. این کودک که آنگ نام دارد و چون آخرین بازمانده از کنترل کنندههای باد است و فرد دیگری جز این دسته از انسانهای خارقالعاده نمیتواند آواتار باشد مگر اینکه از دسته کنترل کنندگان باد باشد لذا به ناچار آواتار است، این کنترل کنندگان خاک را ترغیب به مقاومت و مقابله با زندانبانها که از کنترل کنندگان آتش هستند میکند. پس از مبارزه و فرار از حصر به سوی سرزمینهای یخبندان شمالی میشتابند و در آنجا با کمک روسای این سرزمین و بهره گرفتن از قوای طبیعت در آنجا بر دشمنان طبیعت و بشریت پیروز میشوند. نقد محتوایی فیلم:گرچه به لحاظ محتوای فیلم و اتفاقاتی که در جریان داستان فیلم اتفاق میافتد میتوان این فیلم را به نوعی آخرالزمانی به حساب آورد و یا حتی به لحاظ وجود برخی پارامترهای خاص مانند زمان پردازی آغازین فیلم و شروع فیلم پس از صد سال از ویرانی و تسخیر دنیا توسط عدهای خاص و... ، جزء فیلمهای فرا آخرالزمانی دانست اما وقتی دقت به زندگانی جناب تنزین گیاتسو رهبر بودائیان تبت و دالایی لامای چهاردهم میکنیم به وضوح در مییابیم که فیلم آخرین کنترل کننده باد شرح حال زندگی جناب تنزین گیاتسو است که در کودکی به مقام دالایی لامایی رسید و برای به دستگیری رهبری معنوی مردم تبت آموزشهایی دید و از همان هنگام کودکی رهبری معنوی فرقهای از بودائیان را برعهده گرفت که هماکنون نیز رهبری این فرقه را برعهده دارد و به عنوان رهبر بودائیان لامایی و دالایی لامای چهاردهم معروف است. در نوجوانی از تبت به هند گریخت و در آنجا بود که مبارزه سرد خویش را بر علیه رهبران و سیاستمداران سرزمین سرخ (چین) آغاز کرد و خویش را پیام آور صلح خواند، بعد به آمریکا رفت و هماکنون در یکی از دانشگاههای آنجا مشغول تدریس است. [4] این فیلم بیشک جز بر زندگی جناب گیاتسو و نقش رهبری معنوی او در دنیا دلالت ندارد و دلایل زیادی بر این که این فیلم درصدد اثبات رهبری معنوی جهانی برای رهبر بودائیان لامایی است وجود دارد؛ 1. منجیای که در این فیلم معرفی میشود شرقی بوده و متعلق به معبدی است که ویژه بودائیان سرزمین تبت است. شبیه این نوع مبدها را فقط در فیلمهایی مانند سمسارا و هفت سال در تبت که به نوعی برای تبلیغ بودیسم و بودیسم تبتی و معرفی اندیشهها و باورهای این جریان است میبینیم. 2. آنگ که به نوعی کودکیِ جناب تنزین گیاتسو است در فیلم از یکی از اساتید خود که که با نام راهب گیاتسو از او یاد میکند نام میبرد. تمامی رهبران بودائیان تبتی با نام خانوادگی گیاتسو شناخته میشوند و با آن که در این فرقه ازدواج برای راهبها ممنوع است (یکی از علتهایی که به اعتراف آنگ باعث فرار او از آواتار شدن بود همین زندگی غیرعادی و ممنوعیت ازدواج است) اما آنها با توسل به تناسخ خواستهاند مساله جانشینی و یک خاندان بودن را حل کنند. این مساله در فیلم آنجایی که از دست پسر پادشاه کنترل کنندگان آتش گریختند و برای اولین بار به سرزمین کنترل کنندگان باد آمدند از زبان آنگ برای دوستانش بیان میشود و او برخی از راهبهای آنجا را به نوعی پدر خویش معرفی میکند. 3. صلحطلبیای که جناب گیاتسو از آن در تمامی صحبتهایش دم میزند در این فیلم بسار پر رنگ است. این رهبر بودایی که در زمان انتخابات سال 88 همنوای جنبش سبز بود در برخی بنامهها و مصاحبهها با پلاکاردی سبز با شعار حقوق بشر برای ایران و آزادی برای ایران جلوی دوربین میآید همیشه دم از صلح و نوعدوستی زده و سعی کرده فرار دوران نوجوانیاش از تبت را به نوعی گریز از جنگ معرفی کند و خود را مصلحی برای نه تنها مردمان تبت که پیاماور صلح جهانی معرفی کند. 4. اتفاقاتی که برای قهرمان داستان جناب آنگ میافتد درست شبیه به اتفاقاتی که برای جناب تنزین گیاتسو در طول بیش از 75 سال زندگی است. و همه این مسائل باعث میشود این فیلم جز در راستای معرفی کردن بودائیان تبتی از سوی هالیوود برای رهبری معنوی نباشد چنانکه پیشتر در فیلم 2012 شاهد بودیم وقتی عرب (که خواه ناخواه نماد فرد مسلمان و نماینده جامعه اسلامی در فیلم هالیوود است) سرمایهداری برای نجات خود و خانوادهاش و سوار شدن به سفینه رایزنی میکند مبلغ نوجومیِ بلند و بالایی به او میدند که از پرداخت آن عاجز باشد اما نوجوانی تبتی که از راهبهای تبت است هم به سادگی و بدون هزینه به سفینه راه مییابد و هم در هنگام خروج جزو نفرات اولی است که از سفینه پیاده میشوند و فیلمها و کارتونهای بسیاری چون ایکیوسان، سمسارا، بودای کوچک و ... نشان دهنده اوج اتحاد استراتژیک کمپانیهای دروغپردازی هالیوودی با فرهنگ بودای تبتی است. 5. سرزمین کنترلکنندگان آتش بهگونهای به تصویر کشیده شده که تداعیگر سرزمین چین است. چین از کهن به سرزمین سرخ معرف بوده و با القای این نکته در فیلم که این سرزمین آتش و آتشافروزی است و کمک گرفتن از روند فیلم، سرزمین کنترلکنندگان آتش؛ چین و سرزمین کنترلکنندگان آب؛ مردمان آمریکای شمالی معرفی میشوند که با اتحاد با هم، اقتدا به آنگِ آواتار که نماد دالایی لاما است و بهرهگیری از قوای درون در مهار طبیعت میتوانند بر دشمن خونریز خویش پیروز شوند. نکته بسیار مهمی که در فیلم بود اشاره به توان برقراری ارتباط با روح هستی و عالم رازگونه ارواح عالم بود که این عمل تنها توسط آواتار و در جایگاهی ویژه به نام عبادتگاه بود. جالب این که در هر جایی که عبادتگاهی بود این مساله میتوانست برای آواتار فیلم اتفاق بیافتد. اصل دین و این که چه عبادتگاهیاست در فیلم بیاهمیت جلوه داده میشود و این از شعارهای دالایی لاما است. نکته دیگر توصیه روحی که شبیه مار و اژدهایی بزرگ بود. روحی که روح هستی بود به این مضمون مطالبی را به آنگ میگوید که چون تو آواتاری دلیل نمیشود جان دیگران را به بازی بگیری بلکه به همین علت باید به حفظ جان آنها اهمیت بدهی گرچه دشمنان تو هستند و راه مقابله با این دشمن سفاک را قدرت اقیانوس معرفی میکند. در بودای تبتی به کسی که دانای کل میشود لقب اقیانوس میدهند و او را با این لقب میخوانند، همان لقبی که برخی از طرفداران دالایی لاما او را با آن نام میخوانند. در انتهای فیلم آنگ با سفارش اژدهایی که حقیقت پشت پرده عالم در فیلم معرفی میشود به نیروی درون پی برده و با بهره گیری از قدرت درونی خویش و به کار بستن فنون کنترل آب بدون خونریزی و اعمال خشونت با بازگرداندن کشتیها به دل دریا به کمک موج بزرگی که میآفریند باعث تمام شدن جنگ و پیروزی نهایی میشود. این صحنه نهایی که تداعیبخش معجزه حضرت موسی و شکافتن آب دریا است بسیار زیبا کار شده و روشن شدن نقوش و حروف کابالی که روی بدن و سر و پیشانی آنگ نقش بسته، بیانگر پیوند عمیق لامائیسم را با کابالیسم در دنیای امروز است. جمع بندیبا آنکه تلاش شده تا با دادن تلفات و کشتههایی چون فداکاری شاهزاده سرزمینهای یخبندان شمالی از کلیشهای بودن این نوع فیلمها که معمولا در آنها قهرمانها پیروز میشوند و هیچ اتفاقی برایشان نمیافتد پرهیز شود اما به دلیل زیرساختهای غلط هالیوود و اسطوره و نمادین ساختن فیلمها عملا بازیگران اصلی حتی خونی هم از دماغشان نمیآید و تنها گاهی ضربهای آرام میخورند و یا گاه اسیر و دستگیر میشوند، اما در نهایت سالم و با قدرت تا آخر فیلم حضور جدی دارند. بهره گیری از ماچوها و پهلوان پنبهها در هالیوود نه کار تازهای است و نه از روال ساخت فیلمهای مهم، استراتژیک، آخرالزمانی و معناگرا حذف خواهد شد. آنچه باعث تداوم چنین قالبی برای ساخت فیلم در هالیوود میشود آرایش آخرالزمانی هالیوود است که موجب ساختن قهرمانهای خیالی برای الگو دهی و فرهنگ سازی از طریق این الگوهای بدلی است. جلوههای بصری و ویژهی قوی در بسیاری از صحنههای فیلم به جذابیت و جذب مخاطب کمک شایانی میکند و تا حدودی فضای فیلم را از تخیلی بودن به سمت قابل لمس و تجربه و در نهایت قابل قبول بودن فیلم میکشاند، اما ضعف در برخی از تکنیکهای ساخت، نمادپردازی و بازیگری برخی نقشهای دست دوم و چندم گاهی این زیبایی را تحت تاثیر قرار میدهد. این فیلم هم مثل همه فیلمهای ساخته شده در شهرکهای فیلم سازی هالییود خالی از سبک زندگی تسامحی نیست و میتوان گفت که در لایه مبارزه با آتشافروزان کنترل کنندگان آتش و صلحطلب معرفی کردن دالایی لاما و همدستانش که سران کشور جنگ افروز آمریکا هستند لایه پنهانتری نهفته که همان لایه صدور سبک زندگی آمریکایی است و ما در گیر و دار جنگ شاهد دوست شدن برادر آخرین کنترل کننده آب سرزمینهای جنوبی با شاهزاده کنترل کننده آب شمال و عشق کوتاه مدت ایندو هستیم. این لایه هیچگاه از فیلمهای هالیوود رخت نخواهد بست، زیرا هم اندیشمندان غرب این اعتقاد را دارند که دین متاثر و شکل یافته از سبک و نوع زندگی بشر است و هم هالیوود به این سبک از زندگی درمیان مخاطبانش و فرهنگ مصرفگرایی و بیمبالاتی برای فروش بیشتر محصولات خویش از طریق استثمار مخاطبهای ناآگاه نیاز دارد. گرچه برخلاف رویه معمولِ فیلمهای هالیوود منجی در این فیلم شرقی است اما خود به دست غرب نجات یافته – از اعماق آبهای یخ زده شمالی کشف میشود و از دست شاهزاده کنترل کنندگاه آتش به در برده میشود. مولفه دیگر وجود نقش و نگار، خالکوبی بدن، سر و پیشانی وی است که همه اذکار و اوراد کابالی است و در هنگام مدیتشن و رزم به او قدرت میبخشد. در این فیلم هم نجات بخش بشریت، شر را نابود نمیکند زیر از نگاه یهود وجود شر برای این عالم ضروری است و فقط باید آن را کنترل کرد نه این که با نابودی آن مساله را حل کرد. نکتهای که به این بهانه باید مورد توجه قرار گیرد اتحاد استراتژیک جبهه فرهنگی صهیونیزم با سرکردگی هالیوود با جریانهای شرقی است که از لحاظ تمدنی بسیار شبیه ایران هستند و همین قرابت اگر شفافیت سازی نشود ممکن است به جذب جوانان این ملت بزرگ به شبه عرفانهای وارداتی شرقی بیانجامد. برای آنها مهم نیست که جوان مسلمان مسیحی شود یا هندو مهم این است که مسلمان نباشد.
موضوعات مرتبط: ، ، [ چهار شنبه 14 دی 1390
] [ 15:8 ] [ امیر حسین دستان ]
[ |
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |